بیماری وسواس جبری

                                                  Obsessive Compulsive Disorder (OCD)

                                       

 این جزوه برای هر فرد مبتلا افكار وسواسی یا اعمال جبری، خانواده و دوستان فرد مبتلا و دیگرانی كه می خواهند بیشتر در مورد این بیماری بدانند تهیه شده است.

 مقدمه«او یك طرفدار وسواسی فوتبال است. این خانم به كفش وسواس دارد. این مرد یك دروغگوی بلااختیار است.» ما این بیان را برای افرادی بكار می بریم كه عملی را به طورمكرر انجام می دهند. حتی وقتی دیگران هیچ دلیلی برای آن نمی بینند. معمولاً این رفتار مشكلی ایجاد نمی كند و حتی در برخی از مشاغل می تواند مفید باشد. با این وجود، اختیار به انجام كار و اندیشه تكرار شونده می تواند به طور غیرمفیدی بر زندگیشان مسلط شود.

بنابراین اگر:افكار ناخوشایندی به مغزتان هجوم می آورند حتی زمانی كه سعی در دوركردن آنها دارید یامجبور به لمس یا شمردن چیزی هستید یا عملی مانند دست شستن را مرتباً تكرار می كنید،احتمالاً‌ شمامبتلا به بیماری وسواسی جبری هستید.

ابتلا به بیماری وسواسی جبری به چه معنی است؟

لیز: «من از اینكه از دیگران به من چیزی سرایت كند هراسناكم. ساعتها وقت صرف ضدعفونی كردن تمام سطوح منزلم می كنم تا جلوی میكروبها را بگیرم.  روزانه به دفعات مكرر دستهایم رامی شویم سعی می كنم از خانه   بیرون نروم وقتی همسر و فرزندانم  به منزل باز می گردند   از ایشان می خواهم كاملاً توضیح دهند   به  چه     مكانهایی رفته اند . و این وقتی است  كه  به محل خطرناكی مانند بیمارستان رفته باشند.  همچنین آنها را وادار می كنم تمام   لباسهایشان را عوض كرده و بطور كامل خود را بشویند. بخشی از درونم می گوید این نگرانی ها احمقانه اند. خانواده من از این وضع به تنگ آمده اند. اما این مشكل آنچنان طولا نی شده است كه دیگر نمی توانم آنرا متوقف كنم.»
جان: «تمام روز من صرف این می شود كه هیچ اشكالی پیش نیاید. هر روز صبح یك ساعت وقت صرف می كنم تا از خانه خارج شوم چراكه هرگز مطمئن نیستم آیا تمام دستگاههای برقی مانند اجاق را خاموش كرده ام یا تمام پنجره ها را قفل كرده ام. سپس اجاق گاز را برای اطمینان از خاموش بودن پنج بار كنترل می كنم اما اگر هنوز احساس خوبی نداشته باشم مجبور خواهم بود تمام كارها را از نو انجام دهم.
در پایان از همسرم می خواهم تمام این موارد را بخاطر من دوباره انجام دهد.
در سركار همیشه از كارم عقب هستم چون هر چیز را چندبار تكرار می كنم   تا مطمئن شوم اشتباهی مرتكب نشده ام. اگر مكر را چك نكنم دچار  اضطراب غیر قابل تحملی می شوم. می دانم مسخره است اما فكر می كنم اگر اتفاق بدی بیفتد من بخاطر آن سرزنش خواهم شد.»
داون: «من از اینكه به دختر نوزادم آسیبی برسانم در هراس و نگرانیم. می دانم كه اینرا نمی خواهم اما افكار ناخوشایند بطور مداوم به مغزم هجوم می آورند. خودم را در حالیكه كنترل خود را از دست داده و با یك چاقو به او حمله   كرده ام مجسم می كنم. تنها راه خلاصی از این افكار را دعا خواندن و متعاقباً یك اندیشه خوش‌آیند مانند «میدانم او را بسیار دوست دارم» می دانم. بدینوسیله كمی احساس بهتری می كنم و این تا بار بعدی است كه این افكار ترسناك دوباره  به سرم هجوم می آورند. تمام اشیاء تیز و چاقوها را در خانه ام پنهان كرده ام. به خودم می گویم تو مادر خیلی بدی هستی كه این افكار

را داری. فكر می كنم دارم دیوانه می شوم.»

بیماری وسواسی جبری سه بخش اصلی دارد:

-افكاری كه شما را بیمناك می كنند (وسواسها)

-اضطرابی كه شما احساس می كنید.

-اعمالی كه انجام می دهید تا اضطرابتان كاهش یابد (اعمال جبری)

آنچه شما می اندیشید (وسواس ها)

 -        اندیشه ها:‌ كلمات منفرد، جملات كوتاه و گاها قافیه داری كه ناخوشایند، تكان دهنده یا كفرآمیز هستند. سعی می كنید به آنها فكر نكنید اما آنها از ذهنتان دور نمی شوند. شما نگرانید كه احتمالاً بوسیله میكروبها، خاك، HIV یا سرطان آلوده شوید. یا فردی بخاطر بی احتیاطی شما آسیب ببیند.

-         تصاویر ذهنی:  شما كه نشان می دهند اعضای خانواده شما از بین رفته اند یا خودتان در حال انجام عملی خشن یا تعرض جنسی هستید كه كاملاً دور از منش شماست، از جمله چاقوزنی یا تجاوز جنسی به دیگری. ما می دانیم افرادی با افكار وسواسی به خشونت روی نمی آورند و این افكار را عملی نمی سازند.

-          تردیدها: شما ساعتها با خود فكر می كنید كه ممكن است باعث تصادف یا بداقبالی برای فردی شده باشید. ممكن است نگران این باشید كه با اتومبیلتان با فردی تصادف كرده یا در و پنجره منزلتان را قفل نكرده باشید.

-          نشخوار های ذهنی  : شما دائم با خود در مورد انجام دادن یا ندادن یك كار كلنجار می روید در نتیجه نمی توانید ساده ترین تصمیم را بگیرید.

-        كمال گرایی:  اگر امور كاملاً بدرستی به جا آورده نشوند، در جای خود یا در مكان درست خود نباشند، مثلاً اگر كتابها بطور دقیق درقفسه كتاب چیده نشده باشند رنجیده می شوید. در حالیكه دیگران (در شرایط مشابه) رنجیده و ناراحت نمی شوند.

اضطرابی كه احساس می كنید:

 -       احساس ناراحتی، اضطراب، ترس، گناه، نگرانی یا افسردگی می كنید.

-          چنانچه عمل تكراری خود را انجام دهید احساس بهتری می كنید. اما این احساس ماندگار نیست.

آنچه شما انجام می دهید (اقدامات تكراری اجباری):

 -         اصلاح افكار وسواسی: در مورد افكار خنثی كننده همچون شمارش، دعاخواندن یا تكرار یك كلمه بخصوص فكر می كنید. حس می شود این افكار از وقوع  اتفاقات بد پیشگیری می كند. این همچنین می تواند راهی برای رهایی از افكار یا تصاویر   ناخوشایندی باشد كه شما را آزار می دهد.

-         تكرار اعمال یكنواخت: دست تان را مرتب می شویید، كارها را خیلی به آهستگی و به دقت انجام می دهید. احتمالاً اشیاء یا فعالیت هایی را بصورت خاصی می چینید یا انجام می دهید.

-        چك كردن: بدن خودتان را برای آلودگی، لوازم برقی را برای خاموش بودن، قفل های منزل را برای بسته بودن یا مسیر خودتان را برای امن بودن چك می كنید.

-         اجتناب: از هر چیزی كه یادآور افكار نگران كننده هستند. شما از لمس اشیاء خاصی، رفتن به مكانهای خاص،‌ انجام امور خطیر و مسئولیت دوری می كنید. بعنوان مثال شما از آشپزخانه به سبب آنكه ممكن است چاقوی تیز در آن بیابید دوری می كنید. انباشتن  وسایل بی مصرف  و از كار افتاده-  شما نمی توانید هیچ چیز را دور بریزید.

 اطمینان بخشی، بطور مداوم از دیگران می خواهید به شما بگویند همه چیز روبه راه است.

بیماری وسواسی جبری تا چه حد شایع است :

حدوداً از هر 50 نفر یك نفر در برهه‌ای از طول عمر خود مبتلا به بیماری وسواسی جبری می شوند. میزان شیوع بین مردان و زنان یكسان است. این میزان به معنی حدود یك میلیون نفر مبتلا به UK می باشد.
از مبتلایان مشهور می توان از چارلز داروین، پرستار پیشگام فلورانس نایتینگل و جان بانیان مولف كتاب پیشرفت زائر (Pilgrim’s progress ) نام برد.

اگر شما بطور جبری می خورید یا می آشامید آیا به معنی ابتلا به بیماری وسواسی جبری هست؟

خیر اصطلاح جبری وسواسی گاهی برای افرادی كه ، ، داروهای خیابانی مصرف می كنند یا حتی بیش از حد ورزش می كنند استفاده می شود. در صورتی كه این رفتار ها می تواند لذت آور باشند.   امور جبری هرگز لذت بخش نیستند. آنها همواره بعنوان یك عمل ناخوشایند یا رنج آور حس می شوند.

بیماری وسواسی تا چه حد می تواند بد باشد؟

بیماری وسواسی جبری شدید ممكن است فعالیت كاری منظم،‌ مشاركت در زندگی خانواگی یا حتی سركردن با خانواده تان را ناممكن سازد. بویژه آنكه خانواده تان  ممكن است از اینكه شما سعی در درگیركردنشان می كنید آشفته شوند.

آیا افراد مبتلا به OCD (بیماری وسواسی جبری) دیوانه اند؟

 خیر ،اما ممكن است شما به دلیل آنكه احتمالاً دیگران فكر كنند شما دیوانه اید تمایلی به كمك گرفتن نداشته باشید. اگرچه امكان دارد فكر كنید احتمال دارد كنترلتان را از كف بدهید. ما می دانیم كه مبتلایان به بیماری وسواسی جبری چنین نمی كنند.

 سایر بیماریهای مشابه بیماری وسواسی جبری :

 -        بیماری بد شكل انگاری جسمی یا پریشانی ناشی از زشتی خیالی شما باور دارید كه بخشی از صورت یا بدنتان شكلی نامناسب داشته و ساعتها مقابل آینده وقت صرف می كنید. تا این اشكال خیالی را بپوشانید یا چك كنید. شما حتی ممكن است دیگر میان جمع نروید.

-          یك نیاز غیرقابل اجتناب به كندن موی سر و ابروها (Trichotillomania).

-        ترس از ابتلا به یك بیماری جسمی شدید مانند سرطان (خود بیمار پنداری).

-         افراد مبتلا به سندروم توریت (وقتی كه فرد ممكن است ناگهان فریاد زند یا سریعاً بدنش را به طور غیرقابل كنترل حركت دهد) این افراد اغلب بیماری وسواسی جبری نیز دارند.

-         كودكان با شكلی از بیماری Autism (گوشه گیری) همچنین سندروم آسپرژر Asperger  كه ممكن است مبتلا به بیماری وسواسی جبری باشند. چرا كه آنها دوست دارند هیچ چیز تغییر نكند و ممكن است دوست داشته باشند مكرراً كارها را انجام دهند كه كمك می كند كمتر مضطرب شوند.

بیماری وسواسی جبری چگونه آغاز می گردد؟

بسیاری از كودكان جبر خفیف دارند آنها ممكن است اسباب بازی هایشان را بطور خیلی دقیق بچینند یا از قدم گذاشتن روی ترك پیاده رو پرهیز كنند. این وضعیت معمولاً با بالاتر رفتن سن ناپدید می شود،‌ بیماری وسواسی جبری بزرگسالان در سنین 12-13 سالگی و اوائل دهة   دوم زندگیشان بروز می كند ولی مبتلایان معمولاً تا سالها بعد از ابتلا بدنبال درمان آنها نمی روند.

چشم انداز بیماری  بدون یاری یا درمان چیست؟

بسیاری افراد با بیماری وسواسی جبری خفیف بدون درمان بهبود می یابند اما بهبود خودبخود معمولاً با OCD متوسط تا شدید دیده نمی شود. اگرچه ممكن است دوره های زمانی باشند كه بنظر برسند علائم ناپدید شده اند. در برخی علائم به آهستگی بدتر می شود و در برخی دیگر علائم وقتی شدید می شوند كه افراد زیر فشار روحی یا افسرده باشند. درمان معمولاً كمك كننده است.

علامت ایجاد OCD چیست؟

ژنها:  OCD (بیماری وسواسی جبری) گاهی اوقات ‌‌‌‌ارثی است بنابراین می تواند در نسل های مختلف یك خانواده دیده شود.
استرس: اتفاقات استرس زای زندگی عامل حدود یك سوم موارد هستند.
تغییرات زندگی: مواردی كه فرد بطور ناگهانی  مجبور به افزایش مسئولیتش می شود مانند بلوغ،‌ تولد بچه یا شغل جدید.
تغییرات مغزی: محققان معتقدند اگر شما علائم OCD را بیشتر از یك زمان كوتاه داشته باشید، عدم تعادل یك ماده شیمیایی به نام سروتونین (همچنین به نام SHT) در مغز ایجاد می شود. آنها در حال حاضر بخشهای خاصی از مغز را كه به نظر در OCD دخیل به نظر می رسند مورد مطالعه قرار داده اند.

شخصیت:

اگر شما فردی منظم، دقیق، برنامه ریز و با استانداردهای بالا هستید، بیشتر در معرض ابتلا به OCD هستید. این صفات بطور طبیعی مفیدند اما چنانچه افراطی شوند ممكن است به سمت OCD سوق یابند.
روشهای تفكر: تقریباً همه ما گاهی افكار بسیار مضطرب كننده داریم. چه می شد اگر زیر  ماشین برویم یا  به فرزند خود آسیب بزنیم. اغلب ما این افكار را سریعاً از سر خود دور می كنیم. و روال عادی زندگی خود را پیش می گیریم. اما چنانچه شما بخصوص استانداردهای بالای اخلاقی و مسئولیتی داشته باشید ممكن است احساس كنید حتی داشتن این افكار وحشتناك است بنابراین احتمال بالاتری وجود دارد كه منتظر بازگشت آنها باشید كه این به نوبه خود بازگشت آنها را محتمل تر می كند.

چه عاملی باعث ادامه OCD می شود؟

-      تعجب آور اینكه برخی راههایی كه شما از طریق آنها سعی در كمك به خودتان دارید در واقع به تدوام بیماری كمك می كند.

-          تلاش در بیرون راندن افكار از ذهنتان- این كار معمولاً باعث می شود افكار بازگردند. یك دقیقه سعی كنید به یك فیل صورتی فكر نكنید. شما احتمالاً متوجه می شوید مشكل است به چیز دیگری فكر كنید.

-          اعمال تكراری – چك كردن- اجتناب و تایید خواستن   از دیگران باعث می شود برای مدت كوتاهی اضطرابتان كمتر شود. بخصوص اگر حس كنید این می تواند از بروز حادثه ای بد و ناخوشآیند جلوگیری كند، اما هر بار كه شما اینگونه عمل می كنید،    باور خود كه آنها از وقوع حوادث بعد جلوگیری می كنند را قدرت می بخشید و بنابراین شما فشار بیشتری برای انجام آنها حس می كنید و الی آخر …

-        اندیشیدن به افكار خنثی كننده، شما زمان صرف اصلاح افكار مضطرب كننده با فكر دیگری مثل شمارش تا ده یا تصویر (خوشایند) (مشاهده فردی زنده و سالم) می كنید سپس متوقف شده و منتظر می مانید تا اضطراب از بین برود.

خویشتن یاری

 -         خود را در معرض افكار مشكل زا قرار دهید، ممكن است به نظر عجیب برسد اما این یك راه كنترل بیشتر این افكار است. آنها را ضبط كرده ودوباره به آن گوش دهید،یا از آنها یادداشت بردارید ودوباره آنها را بخوانید. لازم است این كار را بطور منظم و روزانه نیم ساعت انجام دهید تا وقتی كه اضطرابتان كاهش یابد.

-       در مقابل رفتار جبری مقاومت كنید، نه افكار وسواسی.

-       برای كاهش اضطراب خود الكل مصرف نكنید.

-          اگر افكارتان شامل مشغولیات ذهنی مرتبط با اعتقاد یا مذهبتان است گاهی صحبت با یك مشاورمذهبی برای كمك به مسئله چنانچه مشكل OCD  در میان باشد،می تواند مفید باشد.

كسب كمك

درمان رفتاری شناختی (CBT)

دو نوع درمان رفتاری شناختی برای درمان بیماری وسواسی جبری (OCD)  وجود دارد:


مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی (ERP)  و درمان شناختی.
 
ERP  (مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی)

این روشی برای توقف تقویت دو جانبه رفتارهای جبری و اضطرابهای ماست.ما می دانیم اگر شما به مدت طولانی در یك موقعیت استرس زا باقی بمانید بتدریج به آن عادت كرده،اضظراب شما ازبین می رود. بنابراین شما با موقعیتی كه از ان هراس دارید رودرو می شوید،اما در عین حال انجام امور جبری تكراری مانند چك كردن مداوم یا تمیز كردن(پیشگیری از پاسخ عملی)را متوقف می كنید ومنتظر می شوید تا اضطراب از شما دور شود.

معمولا بهتر است این كار را قدم به قدم انجام دهید.

-         فهرستی از تمام چیزهایی كه در حال حاضر از آنها می ترسید یا اجتناب می كنید را تهیه كنید.

-      تمام موقعیتها یا افكاری كه كمتر از همه شما را می ترسانند را در انتهای فهرست قرار دهیدو بدترینها را در ابتدای آن.

-       سپس از انتها شروع كرده و به سمت ابتدای فهرست بیایید و سعی كنید یك به یك به حل آنها بپردازید. به مورد بعدی صعود نكنید مگر انكه به قبلی به طور كامل چیره شده باشید.این كار باید روزانه و لا اقل یكی دو هفته انجام پذیرد.هر بار لازم است شما این كار را تا وقتی انجام دهید كه مدت زمان اضطرابتان را به كمتر از نصف زمانی   كه در بدترین حالت طول می كشد كاهش دهید - حدود 60-30 دقیقه برای شروع.

 ثبت مقیاسی از اینكه اضطرابتان هر ۵ دقیقه به چه میزان است (مثلا  صفر برای بدون ترس تا ۱٠ برای ترس شدید)خواهید دید احساس ترس چطور افزایش یافته و بعد كاهش می یابد.

شما می توانید برخی مراحل را با درمانگر خود تمرین كنید،ولی اكثر اوقات بایستی این كار را در محیطی كه در آن احساس راحتی می كنید و به تنهایی انجام دهید.

مهم است به یاد داشته باشید كه شما نیاز ندارید از تمام اضطرابتان خلاصی یابید بلكه فقط تا میزانی كه احساس بهتری كنید . به یاد داشته باشید كه اضطرابتان:

 -         نا خوشایند است اما لطمه ای به شما نخواهد زد.

-          در نهایت از بین خواهد رفت.

-          با تمرین مواجهه با آن ساده تر خواهد شد.

 دو راه اصلی برای انجام ERP  (مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی) وجود دارد:

 -          خویشتن یاری هدایت شده،توصیه های یك كتاب،نوار یا دی وی دی یا برنامه نرم افزاری را دنبال می كنید.اما این بایستی كمتر از روشهای دیگر بكار گرفته شوند،این راه وقتیOCD   شما خفیف است می تواند مناسب باشد و شما در خود این اعتماد به نفس را دارید كه روشهای مختلف ،كمك به خویشتن را بكار ببرید.

-          تماس مستقیم و منظم با یك كارشناس به تنهایی یا در یك گروه

 این امر می تواند بطور رودررو یا با تلفن صورت گیرد،معمولا این امر بطور هفتگی یادوهفته یكبار در آغاز به انجام می رسدو هر جلسه می تواند بین ٦٠-٤۵ دقیقه باشد.تا ۱٠ ساعت جلسات حضوری برای شروع توصیه می شود،اما ممكن است مدت زمان بیشتری نیاز باشد.

یك مثال: جان نمی توانست بموقع منزل را ترك كند چراكه  مجبور بودموارد متعدی را در منزل چك كند او نگران بود خانه اش دچار حریق شود یا مورد سرقت قرار گیرد    چنانچه ۵ بار موارد مشخصی را چك نكند .او فهرستی از آنچه چك می كرد راتهیه كرد كه شروعش با راحتترین مواردی بود كه می شد رفع كرد،فهرست او شبیه به این بود:

- اجاق(كمترین مایه نگرانی)

- كتری
-شومینه گازی

- پنجره ها

- درها(بیشترین مایه نگرانی)

 او با قدم اول شروع كرد،بجای اطمینان از خاموش بودن به دفعات متعدد،تنها یكبار آن را چك كرد(مواجهه)-در ابتدا بسیار مضطرب بود و خود را از بازگشت به تكراراعمال جبری باز می داشت،او توافق كرد از همسرش نخواهد تا همه چیز را چك كند و همچنین از او نخواهد تا اورا مطمئن سازد خانه امن است(پیشگیری از پاسخ عملی) ترس او بتدریج طی دو هفته كاهش یافت.سپس به قدم بعدی پرداخت(كتری)والی‌آخر.نهایتا او قادر شد خانه را بدون هیچیك از اقدامات تكراری ترك كند و به موقع سر كار خود حاضر شود.

شناخت در مانی

یك روش درمانی روانشناسی است كه به شما كمك میكند به جای تلاش برای خلاصی از افكار مزاحم،عكس العملتان را به آنها تغییر دهید.این روش چنانچه شما افكار مضطرب كننده یا سواسی دارید اما هیچ اقدام جبری برای كسب آرامش انجام نمی دهید،مفید است.این روش می تواندبه روش مواجهه و پیشگیری از اقدام عملی (ERP)  اضافه شود تا به غلبه بر OCD كمك كند.

این روش موارد زیر را هدف خود قرار می دهد.

 -      افكار غیر منطقی خود نقدگرایانه.

- اهمیت بیش از حد لازم به افكار خود.

- برآورد بیش از حد امكان وقوع حادثه ناگوار.

- احساس مسئولیت به دلیل وقوع حوادث ناگوار حتی اگر آنها خارج ازكنترل شما باشند.

- سعی در خلاصی از تمام خطرات موجود در زندگی كسانی كه به آنها عشق می ورزید.

 -افكار ناخوشایند ناخواسته

شناخت درمانی به شما كمك می كند تا چشم انداز متفاوتی كسب كنید.
همگی ما گاهی افكار عجیب داریم اما اینها فقط افكار هستند آنها به این معنی نیست كه شما فرد بدی هستید یا اینكه اتفاقات ناگواری در پیش هستند. سعی در خلاصی از این افكار فایده ای نخواهند داشت در حضور آنها راحت باشید و با آنها فقط با كنجكاوی مختصری برخورد كنید. اگر افكار بیشتری به مغزتان هجوم آوردند مقاومت نكنید و اجازه دهید باشند و در مورد آنها هم مثل افكار موجود قبلی رفتار كنید.
به افكار به صورت منفرد توجه كنید.

چه مدركی به نفع و بر علیه واقعی بودن این فكر وجود دارد.

-          این تفكر چقدر مفید است؟ چه راه دیگری برای دیدن این فكر وجود دارد.

-         بهترین، مهمترین و واقعی ترین نتیجه كدام است؟

-         چگونه می توانم به درستی با مشكلات مشابه مشاوره دهم. اگر این مشاوره متفاوت از آنچه من به خودم می دهم باشد چه عاملی مرا منحصر به فرد می سازد؟

یك درمان گر شناختی بر شما كمك خواهد كرد تا تصمیم بگیرید كدامیك از افكارتان را می خواهید تغییر دهید و به شما یاری می كند تا افكار تازه ای را بنا سازید متناسب، مفید و واقع‌گرایانه‌تر باشد.

درمان دارویی ضد افسردگی

داروهای ضد افسردگی SSRI (مهاركننده های انتخابی گیرنده های سروتونین) ممكن است در كاهش وسواسها و اعمال جبری موثر باشند حتی اگر شما افسرده نباشید آنها می توانند به تنهایی یا همراه با درمانشناختی رفتاری (CBT) برای OCD متوسط یا شدید استفاده شوند. چنانچه درمان با SSRI به مدت سه ماه تاثیر درمانی نداشت،‌ قدم بعدی تغییر دارو به یك SSRI دیگر یا دارویی به نام كلومیپیرامین (clomipiramine) است.

این روشهای درمانی چقدر موثر هستند؟

درمان پاسخ به مواجهه:

حدود سه نفر از چهارنفری كه ERP (مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی) تكمیل می كنند تا حد زیادی از آن كمك می گیرند. از بین افرادی كه بهبود می یابند یك نفر از چهارنفر علائمی را در آینده نشان می دهند و درمان بیشتری را نیاز خواهند داشت. اما حدود یك نفر از چهار نفر از دریافت روش مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی (ERP) سرباز می زند یا اینكه آنرا تكمیل نمی كند. آنها ممكن است بیش از حد هراسناك یا آشفته باشند تا آنرا انجام دهند.

درمان دارویی:

 حدود شش نفر از ده نفر با درمان دارویی بهبود می یابند. به طور متوسط علائم ایشان به نصف تقلیل می یابد. درمان ضد وسواس حتی با OCD بسیار طول كشیده   ، به پیشگیری از عود OCD كمك می كند.
متاسفانه نیمی از كسانی كه درمان دارویی را قطع می كنند دوباره علائم بیماری را بعد از چند ماه نشان می دهند. این امر چنانچه درمانی دارویی با درمان رفتارشناختی (CBT) همراه گردد بسیار نامحتمل تر خواهد بود.

 بهترین روش درمانی برای من كدام است :

دارو یا درمان مصاحبه‌ای؟

مواجهه درمانی (ERP) در موارد خفیف می تواند بدون كمك یك كارشناس صورت گیرد روشی مؤثر بوده و ‌در عین حال هیچ اثر جانبی بجز اضطراب ندارد. از سوی دیگر این روش عزم و اراده و تلاش بسیاری می طلبد و همچنین با مقداری اضطراب افزوده برای   مدت كوتاهی همراه خواهد بود. اگر شما OCD خفیف دارید CBT تنها برایتان كافی خواهد بود. CBT و درمان دارویی احتمالاً به طور یكسان موثرند. اگر شما OCD متوسط تا شدید دارید می توانید بین CBT (درمانشناختی رفتاری) (تا ۱٠ ساعت مصاحبه با یك درمانگر) یا  ابتداً درمان دارویی (برای ۱٢ هفته) انتخاب كنید. اگر بهتر نشدید، باید هر دو روش درمانی را همزمان بكار ببرید. ممكن است در برخی نقاط كشور لیست انتظار چند ماهه برای دیدن یك متخصص وجود داشته باشد.
اگر OCD شما شدید باشد احتمالاً بهترین كار پیش گرفتن هر دو روش درمانی از ابتدا باشد.
درمان دارویی تنها چنانچه OCD شما خفیف نبوده و شما احساس نمی كنید كه بتوانید اضطراب ناشی از مواجهه درمانی (ERP) و بیماری وسواسی جبری خودتان سركنید. می تواند یك گزینه به حساب آید.
این روش برای حدود ٦٠درصد افراد مؤثر است اما احتمال بیشتری برای بازگشت OCD در آینده وجود دارد (حدود نیمی از موارد در مقایسه با یك چهارم از موارد درمان شده با مواجهه درمانی) درمان دارویی بایستی حدود ۱ سال بكار گرفته شودواین روش برای درمان حاملگی یا شیردهی مناسب نیست.
بهتر است این گزینه ها را با پزشك خود درمیان بگذارید تا تمام اطلاعات مورد نیاز در اختیارتان بگذارد. شما همچنین می توانید از دوستان قابل اعتماد یا اعضای خانواده تان كمك بخواهید.

چه می شود اگر درمان  كمكی نكند؟

پزشك شما می تواند شما را به یك تیم متخصص ارجاع دهد كه شامل روانپزشكان، روانكاران، پرستاران، مددكاران اجتماعی و درمانگران شغلی باشد.

آنها ممكن است پیشنهادات زیر را مطرح كنند:

 -          افزودن شناخت درمانی به درمان موجهه‌ای یا دارویی.

-         مصرف همزمان دو داروی ضد وسواس مانند كلومیپیرامین و سیتالوپرام

-          مداوای سایر علائم مانند اضطراب، افسردگی و اعتیاد به الكل.

-          افزودن داروهای ضد جنون.

-          همكاری با خانواده و مددكاران برای حمایت و مشاوره.

چنانچه شما با تنها زندگی كردن مشكل دارید ممكن است پیشنهاد به یافتن اقامتگاهی كنند كه افراد مستقر در آن یاری كنند تا استقلال بیشتری بدست آورید.

آیا لازم است برای درمان به بیمارستان بروم؟

اغلب مردم با حضور در مطب یا كلینیك كه می تواند مرتبط با یك بیمارستان باشد بهتر می شوند. بستری در یك واحد بهداشت روانی تنها در صورتی پیشنهاد خواهد شد كه:

 -        شما علائم بسیار شدید داشته ، قادر به مراقبت از خودتان نبوده وافكار خودكشی داشته باشید.

-       شما مبتلا به سایر مشكلات جدی سلامت روانی مانند بیماری مرتبط با خوردن،اسكیزوفرنیا، جنون یا افسردگی شدید باشید.

-        بیماری وسواسی جبری شما از اینكه به یك درمانگاه مراجعه كنید جلوگیری می كند.

 چه درمانهایی برای OCD موثر نیستند؟

  برخی از روشهای ذیل ممكن است در بیماریهای دیگر موثر باشند اما هیچ مدركی قوی مبنی بر تاثیر آنها در OCD وجود ندارد.

 -         درمانهای تكمیلی یا متفاوت همچون خواب درمانی (هیپنوتیزم) هومیوپاتی، طب سوزنی و داروهای گیاهی اگرچه ممكن است به نظر جالب برسند.

-         سایر داروهای ضدافسردگی،مگر اینكه شما از افسردگی علاوه بر OCD رنج ببرید.

-          قرص های خواب آور و آرام‌بخش برای بیش از دو هفته، این داروها می توانند اعتیاد آور باشند.

-         زوج درمانی، مگر اینكه بجز OCD سایر مشكلات در روابط زناشویی وجود داشته باشند. برای شریك زندگی و خانواده مفید است كه سعی كنند بیشتر در موردبیماری وسواسی جبری بدانند و اینكه چگونه كمك كنند.

-         مشاوره و روان درمانی تحلیلی: برخی مردم تفكر در مورد كودكی و تجارب قبلی خود را مفید می یابند. هرچند كه شواهد نشان می دهند رویارویی با ترسهایمان،موثرتراز صحبت كردن درباره آنهاست

 نكاتی برای خانواده و دوستان

 -          رفتار یك فرد مبتلا به بیماری وسواسی جبری (OCD) می تواند نا امید كننده باشد. به یاد داشته باشید این فرد نمی خواهد مشكل زا باشد. آنها تنها سعی دارند تا حد ممكن با شرایط كنار بیایند.

-        ممكن است مدتی طول كشد تا فردی بپذیرد نیازمند كمك است. آنها را تشویق كنید در مورد OCD مطالعه كنند و در مورد آن با یك كارشناس صحبت كنند.

-         اطلاعات خود را در مورد OCD افزایش دهید.

-         شما می توانید به مواجهه درمانی با نشان دادن واكنش متفاوت به اعمال جبری بستگانتان كمك كنید.  
- آنها را تشویق كنید تا موقعیتهای واهمه زا را متوقف كنند.
-  به شركت در اعمال جبری یا چك های متعدد «نه» بگویید.
- به آنان اطمینان بخشی در مورد اینكه همه چیز روبه راه است نكنید.

        - نگران نباشید كه فردی با وسواس افكار خشنونت گرایی عملاً آنرا انجام دهد، این اتفاق بسیار نادر است.

          - از آنها سوال كنید آیا شما می توانید به هنگام ملاقات با پزشك عمومی، روانپزشك یا متخصصی دیگر همراه آنها باشید.

مراجع بیشتر مطالعاتی به زبان انگلیسی :


ObsessionalThoughts and Behaviour: Help for obsessive-compulsive disorder by Frederick Toates, HarperCollins.
 Understanding Obsessions & Compulsions: A self-helpmanual by Frank Talis, Sheldon Press
Overcoming Obsessive-CompulsiveDisorder: a self-help book using cognitive-behavioural techniques by David Vealeand Robert Willson, Constable and Robinson.
Understanding NICE guidanceinformation for people with OCD or body dysmorphic disorder, their families andcarers, and the public. Printed copies from NHS response line, Tel: 0870 1555 455. Downloadable from:

 
Core interventions in the treatment of obsessive-compulsivedisorder and body dysmorphic disorder. Clinical guidelines 31 (Quick referenceguide), National Institute for Health & Clinical Excellence, November 2005.
 Blenkiron P. Treatment of obsessive compulsive disorder (review). Continuing Professional Development Bulletin in Psychiatry, (2001), vol 2 (2), pages 68-72.


ویراستارمتن انگلیسی : Dr Philip Timms

برگردان به فارسی    Dr FarzadKhalkhali  

ویرایش متن فارسی Dr Mahdieh Malekpour

 


 
 برای دریافت کامل مقاله به آدرس سایت مراجعه فرمایید :
 http://mentalhealthglobal.com/mentalhealthinformation/languages/persian.aspx?theme