زندگیمان را خوب بسازیم . . .

                                                                                                                                             تهیه کننده : شهلا سلیمی

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد . یک روز او با صاحب کار خودموضوع را درمیان گذاشت .پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت وبرای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا اورا از کار بازنشسته کنند .صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد اورا منصرف کند، اما نجار بر حفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد .سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد .نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود .پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود . برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت وبی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار راتمام کرد .او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد .صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد .زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجاربازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست ازطرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد .در واقع اگر او میدانستکه خودش قرار است دراین خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکارمی برد . یعنی کار را به صورت دیگری پیش می برد .

این داستان ماست .ما زندگیمان را می سازیم . هر روز میگذرد .گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه می فهمیم که مجبوریم درهمین ساخته ها زندگی کنیم . اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود رابرای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم .فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست .شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود . یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود .

 

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.    

منبع :اینترنت