دکترمحمود منصور

متولد
۱۳۰۹ اراك.
فارغ التحصيل دانشگاه «ژان ژاك روسو» [سوئيس]
اخذ گواهينامه  هاى اختصاصى بالينى، راهنمايى حرفه اى.
تدريس در دانشگاه تهران از سال ،
۱۳۴۴ بازنشستگى در ۱۳۷۹
برنده سه دوره جايزه بهترين كتاب سالهمكارى با وزارت آموزش وپرورش تحت عنوان مشاوره مسائل فنى در قلمرو روانشناسى
فعاليت در انجمن ملى حمايت كودكان
روانشناس كانون هدايت كودك
رئيس و روانشناس «مركز مشاهدات روانى»
رئيس كلينيك هدايت كودك
رئيس مؤسسه تحقيقات دانشسراى عالى
نماينده دانشكده روانشناسى در هيأت مميزه دانشگاه تهران
نماينده دانشكده در شوراى انتشارات دانشگاه
منتخب به عنوان «چهره ماندگار» در همايش چهره هاى ماندگار
سردبير، صاحب امتياز و مدير مسؤول مجله «علوم روانشناختى»
سردبير «مجله روانشناسى» [سالهاى
۷۴-۷۳]
تأليف و ترجمه بيش از
۱۵ جلد كتاب علمى، پژوهشى و پزشكى از جمله «روانشناسي ژنتيك : تحول رواني از تولد تا پيري»، «روانشناسى بالينى»، «بزهكارى كودكان و نوجوانان»، «ساخت ، پدیدآیی و تحول شخصیت» (ترجمه) و ...
احمدرضا حجارزاده: مى گويد در حال حاضر مهمترين مسأله روانشناسى در ايران، جمع و جور كردن حواشى «روانشناسى» و ارائه آن به صورت علمى است: «متأسفانه مسائل روانى در مملكت ما، بسيار پراكنده، افسارگسيخته و بى رويه ارائه مى شوندو اين نه تنها سبب تنزل علم مى شود كه اسباب دردسر جامعه را فراهم مى كند. هم اكنون با نادانى ها و بهره كشى هاى بى دليل از روانشناسى توسط افراد و رسانه ها، اين علم به بيمار كردن مردم هم كمك فراوانى مى كند چه رسد به درمان! بازارهاى كاذبى هم درست شده است بى آنكه آماده سازى هاى لازم و علم پاسخ دهنده بدان، شكل گرفته باشد
دكتر «محمود منصور» درباره بحران بهره بردارى ناصحيح از علم روانشناسى اين اظهارات را مى گويد و دغدغه هاى جدى خود را براى آنچه عمرى را بر سر آن گذاشته به نمايش مى گذارد.
محمود منصور، از اساتيد برجسته علم روانشناسى كشور، خود با حساسيتى فوق العاده سالهاست كه در ترويج و تدريس و اشاعه اين علم تلاش مى كند و به رغم تمام زحماتى كه براى شناسايى روانشناسى و به كارگيرى مناسب آن درزندگى و فرهنگ جامعه متحمل شده، چندان از نتايج حاصله راضى نيست و گله مند است كه ارزش اين علم و روانشناسانى كه در اين راستا فعال بوده اند، دانسته نشده است. دكتر منصور در ميانه هفتمين دهه از عمر خويش همچنان با جديت و علاقه سالهاى جوانى به عنوان استاد در دانشكده روانشناسى دانشگاه تهران مشغول تحقيق و تدريس است. وى سالها پيش، تحصيلات ابتدايى خود را در اراك به پايان رساند و پس از آن تحصيلات متوسطه را در مدرسه «دارالفنون» تهران تمام كرد. او سابقه هيچگونه تحصيلات دانشگاهى در ايران را نداشته و تمام آموخته هايش را در سطوح مختلف، در سوئيس [ژنو] به پايان برده است. اخذ گواهينامه هاى علمى گوناگون از جمله گواهينامه هاى اختصاصى بالينى و راهنمايى حرفه اى، مدارك كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترا از جمله دستاوردهاى علمى - تحصيلى دكتر منصور هستند. پايان تحصيلات ايشان، مصادف است با پايان نامه اى كه وى همراه با استاد مشهور پروفسور «پياژه» در قلمرو رابطه بين هوش و ادراك تهيه مى كند. خود در اين باره مى گويد: «من براى تحقيق پايان نامه ام به گذشت و گذار در محافل علمى دنيا مانند هلند، بلژيك و ... پرداختم و به اغلب كشورهايى كه احساس مى كردم آنجا روانشناسان معتبر و برجسته اى حضور دارند و مى توانند به نوعى يارى رسان من باشند،سركشيدم.» در دهه
۱۹۶۰ ميلادى (دهه ۱۳۴۰ شمسى) زمانى كه دانشگاه تهران در حال تغيير و تحول است، دكتر منصور به ايران بازمى گردد تا نتايج تحصيلات و تحقيقاتش در خارج ازكشور را در داخل كشور به منصه ظهور برساند. آن هنگام قرار براين بوده كه نظام استادى - دانشيارى را به نظام استادى - دانشيارى - استاديارى مبدل كنند و دانشگاه روزهاى خود را در انتظار اين تغيير مقررات و برنامه ها سر مى كرده است. از اين رو هر بار كه دكتر منصور و اساتيد مشابه به دانشگاه مراجعه مى كردند با اين پاسخ مواجه مى شدندكه «ان شاءالله از پاييز فرصتى فراهم خواهد شد كه ما با اعلام و آگهى، هيأت علمى خود را تشكيل دهيم!» ولى تا سروسامان يافتن اين اوضاع آشفته، دكتر منصور كماكان به فعاليت هاى علمى خود ادامه مى دهد: «تا تنظيم برنامه هاى دانشگاه تهران من به عنوان مشاور مسائل فنى در حيطه علوم روانشناسى با وزارت آموزش وپرورش همكارى مى كردم؛ همچنين با دانشگاههايى كه به نوعى تابع آن وزارتخانه بودند، مثل دانشگاه هاى پلى تكنيك و هنرسراى عالى. من كارم را با پلى تكنيك آغاز كردم و با هنرسراى عالى ادامه دادم. اولين دروس را در برنامه كارى ام، براى افرادى كه در آينده مهندس مى شدند، به روانشناسى صنعتى وحرفه اى اختصاص دادم. البته به موازات آن درسها و همينطور گزينش هاى فنى براى دانشكده پلى تكنيك (همانند امتحان ورودى روانشناختى كه بر عهده من بود) در سازمانى به نام «انجمن ملى حمايت كودكان» به فعاليت هاى كلينيكى مى پرداختم
چندى بعد دكتر محمود منصور در كانون تازه تأسيس هدايت كودك كارش را در سمت روانشناس پى مى گيرد. يك سال پس از خدمت دركانون نامبرده، مركزى با نام «مركز مشاهدات روانى» شكل مى گيرد كه دكتر نيز خود در رأس مؤسسان آن قرار دارد. وى ضمن آنكه رياست آن مركز را عهده دار بوده است، به عنوان روانشناس هم به فعاليت مشغول مى شود. او علت اصلى راه اندازى اين مؤسسه را ضرورت وجود يك «آبسرويشن سنتر»(observation center)يا مشاهدات مستقيم ذكر مى كند: «چون ما تست نداشتيم و بايد بچه ها را از طريق مشاهده مستقيم بررسى مى كرديم و نوع بيمارى آنها را تشخيص مى داديم، مركز مشاهدات روانى را تأسيس كرديم كه بنده شخصاً چندسال اين مركز را اداره كردم و به پيش بردم و بالاخره اين مركز تبديل شد به كلينيك هدايت كودك. اما بعد از آن ما وارد دوره اى شديم كه درواقع كارها و برنامه ها بايد با نظارت و از لحاظ دانشگاه تنظيم مى شد
در سال ،
۱۳۴۴ دكتر منصور وارد دانشگاه تهران مى شود تا در كرسى استادى آموزش دروس روانشناسى را آغاز كند.
نخستين درس هايى كه او به تعليم آنها مى پردازد، روانشناسى تحولى و ژنتيك است و به دنبال اين دو درس، روانشناسى بالينى تشخيصى را نيز در برنامه هاى خود مى گنجاند. او در دوره فوق ليسانس به تدريس روانشناسى بالينى در سطح تشخيص مى پردازد كه از ديپلم هاى تخصصى محسوب مى شد. در دانشگاه تهران، آن زمان پيش از دوره ليسانس، دوره فوق ليسانس روانشناسى تأسيس كرده بودند. دكتر منصور «راهنمايى حرفه اى» را نيز در همين دوره آموزش مى داد اما در سطوح ليسانس، تدريس روانشناسى تحولى يا ژنتيك را شروع مى كند. «زمانى كه من آموزش روانشناسى ژنتيك را آغاز كردم، چون اصلاً در برنامه هاى درسى و كارى دانشگاه پيش بينى نشده بود و حتى نمى دانستند اين علم چيست، در برنامه، «روانشناسى حيوانى»! گنجاندند، كه بسيارى از دانشجويان، تحت عنوان روانشناسى حيوانى با من درس مى گرفتند ولى در كلاس من، روانشناسى ژنتيك مى خواندند! اين در دوره اى بود كه دانشگاه حتى المقدور از سپردن دروس به من امتناع مى كرد اما پس از گذشت مدت زمانى، عمده دروس رشته روانشناسى به من محول شد
دكتر منصور درطول خدمتگزارى علمى اش، تاكنون پست هاى اجرايى متفاوتى را تجربه كرده است. از آن جمله مى توان اينها را نام برد: رئيس كلينيك هدايت كودك، با حكم وزير علوم چهارسال رئيس مؤسسه تحقيقات دانشسراى عالى، استاديار، دانشيار و استاد دانشگاه تهران، چندين دوره نماينده دانشكده در شوراى دانشگاه تهران، نماينده دانشكده در هيأت مميزه دانشگاه تهران، چند دوره مدير گروه مبانى روانى و...
او شش شماره از مجله روانشناسى را كه تنها مجله روانشناسى واقعى در ايران مى داند، با شدت و حدت فراوان سردبيرى و منتشر مى كند: «در آن ايام چون سردبيرى، عنوان رسمى در وزارت ارشاد تلقى نمى شد (و نمى شود) و از اين حيث مجله به من تعلق نداشت، از شماره شش به بعد را دكتر «اژه اى» كه صاحب امتياز و مديرمسؤول مجله بودند، سردبيرى كردند. همين امر مرا به فكر راه اندازى مجله اى مستقل واداشت كه متأسفانه به رغم دوندگى هاى بسيار، سه سال طول كشيد تا امتياز اين مجله به من واگذارشود. در سال
۱۳۷۹ وقتى امتياز تأسيس مجله را گرفتم، شروع به انتشار مجله اى كرديم به نام «مجله علوم روانشناختى» كه خوشبختانه انتشار آن ادامه دارد و هم اكنون چهاردهمين شماره از آن را منتشركرده ايم
درخصوص كتابهايى كه منصور تاكنون به نگارش درآورده و چند اثر در دست انتشارش، بايد گفت تا امروز بيش از پانزده جلد كتاب مؤثر و پراهميت در شاخه روانشناسى تأليف و ترجمه كرده كه سه عنوان از آنها نيز برنده جايزه بهترين كتاب سال بوده اند. در زمينه كتب در دست تأليف، وى مشغول نگارش و آماده سازى آثارى درمورد روانشناسى بالينى، بهداشت روانى و لغتنامه است كه تا پيش ازانتشار آنها، تمايلى به سخن گفتن از آثارش نشان نمى دهد. اما در اشاره به كتابهاى موجود و منتشره به قلم دكتر منصور، مى توان از آثار ماندگارى چون روانشناسى ژنتيك (برنده جايزه كتاب سال)، تأليف و ترجمه شخصيت (برنده جايزه)، بيمارى هاى روانى (با همكارى خانم دكتر دادستان)، روانشناسى بالينى، راهنماى حرفه اى، لغتنامه روانشناسى (با همراهى گروهى ازهمكاران)، بزهكارى كودكان و نوجوانان و بيمارى هاى روانى (ترجمه) نام برد.
كتاب روانشناسى ژنتيك توسط انتشارات «سمت» منتشر و عرضه شده و كتاب شخصيت با همكارى همين انتشارات و دانشگاه تهران شكل گرفته است.
همچنين او پيش ازانتشار كتب روانشناختى، دو كتاب را براى پيشبرد آموزش و پرورش كشور به فارسى برگردانده است. يكى از آنها كتاب «پيشرفت مدارس» است و كتاب ديگر «مسأله هدايت شاگردان مدارس» نام دارد.
دكتر منصور از زمره روانشناسانى است كه با روحيه اى خستگى ناپذير به اجراى طرح ها و پژوهش هاى گوناگون در علم تخصص خود پرداخته است.
در قلمرو پژوهش و تحقيق، او اظهارمى دارد: «ازهمان ابتدا سعى ما بر ورود به قلمرو پژوهش بود. من يك طرح بزرگ پژوهشى و فرافكنى را از دانشگاه گرفتم وبا جمعى از همكاران، شروع به كار روى آن كرديم. اما با نهايت تأسف، درست درمراحل پايانى و نزديك به اتمام طرح، به شكل كاملاً عجيبى اتاق پژوهش را غصب كردند و حتى ميز و صندلى ها را بيرون ريختند و دفتر پژوهش را به كل تعطيل كردند. دراين راه، مسؤولان دانشگاه نيز كمترين كوششى براى جلوگيرى از اين برخورد نكردند. البته طرح هاى كوچكترى هم بودند مثل طرح «اضطراب» كه نتايج آن را به كنگره استكهلم ارائه دادم يا طرح «بررسى وضعيت روانشناسى در ايران» كه در مونترال [كانادا] معرفى شد. با اين وجود، هميشه جلوى طرح هاى بزرگ گرفته شده است.
امروز در كشور كمتر دانشگاه يا مؤسسه اى است كه درحوزه روانشناسى فعال باشد و يك يا چندتن از همكاران يا شاگردان سابق دكتر منصور در آن حضور نداشته باشند.
دكتر منصور عضو چندين انجمن علمى جهانى نيز هست كه از آن ميان بايد به عضويت او دراتحاديه بين المللى بهداشت روانى اشاره كرد. نام محمود منصور بى شك يادآور يك روانشناس متعهد و مسؤول نسبت به حرفه روانشناسى و جامعه روانشناسان كشور است. مردى كه در پهنه وسيع دانش روانشناسى بيش ازهرچيز به پرورش انسان با آموزه هاى روانشناختى و گسترش علم روانشناسى در جامعه پرداخته است.